به گزارش خبرنگار مهر، با آغاز اجرای سیاست حذف ارز ترجیحی در حوزه نهادههای دامی، بازار کالاهای اساسی وارد مقطعی حساس شده است؛ مقطعی که تغییر شیوه تأمین ارز و واردات نهادهها، همزمان فشار هزینهای تولید را افزایش داده و ابزارهای تنظیم بازار را در معرض آزمونی جدی قرار داده است. تجربه اصلاحات ارزی در سالهای گذشته نشان میدهد که در مراحل ابتدایی اجرای چنین سیاستهایی، نبود تصویر شفاف از وضعیت تولید و جریان نهادهها میتواند به بیثباتی، نوسان قیمت و رفتارهای هیجانی در بازار منجر شود؛ بهویژه در نهادههایی که مستقیماً بر هزینه تمامشده محصولات پروتئینی اثرگذارند.
در این شرایط، کارشناسان بر این باورند که موفقیت اصلاحات ساختاری بدون اتکا به دادههای دقیق و رصد لحظهای زنجیره تأمین دشوار خواهد بود. بررسی تجربه برخی استانها نشان میدهد استفاده از سامانههای هوشمند رصد زنجیره تأمین، از جمله سامانه «رهآوا» در شفافسازی معاملات کالاهای اساسی و کمک به ثبات نسبی بازار مؤثر بوده است؛ با این حال، این پرسش همچنان مطرح است که بازار تا چه اندازه برای عبور کمهزینه از این سیاست آماده است؛ موضوعی که سید محمدجواد مویدیان، کارشناس اقتصاد کشاورزی، در گفتوگو با خبرنگار مهر به تشریح ابعاد آن پرداخته است.
حذف ارز ترجیحی؛ افزایش مستقیم هزینه تولید و تثبیت نرخهای بالاتر ارز
سید محمدجواد مویدیان، کارشناس اقتصاد کشاورزی، در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به سابقه تخصیص ارز ترجیحی در زنجیره تولید اظهار کرد: پیش از اجرای سیاست جدید، بخش عمده ارز ترجیحی به واردات روغن و خوراک طیور اختصاص مییافت و سهمی از آن به محصولاتی مانند گوشت، تخممرغ، گندم، جو و برنج میرسید.
وی افزود: در حالی که کشور در برخی از این محصولات در مقاطعی به خودکفایی رسیده یا ظرفیت آن را داشته است، در محصول روغن حدود ۸۷ درصد وابستگی به واردات وجود دارد و نزدیک به ۹۲ درصد خوراک طیور شامل ذرت، جو و کنجاله سویا نیز از طریق واردات با ارز ترجیحی تأمین میشد.
مویدیان ادامه داد: با حذف ارز ترجیحی از ابتدای زنجیره و عرضه نهادههای دامی با ارز آزاد، هزینههای تولید بهطور مستقیم افزایش مییابد و این تصمیم آثار غیرمستقیمی نیز بر اقتصاد کلان دارد، چراکه تثبیت واردات نهادهها در نرخهای بالاتر، عملاً پذیرش رسمی نرخهای جدید ارز در اقتصاد است.
اثرات تورمی و کاهش قدرت تولیدکنندگان
این کارشناس اقتصاد کشاورزی با اشاره به پیامدهای تورمی این سیاست گفت: افزایش نرخ ارز در نهادههای وارداتی، بهطور طبیعی موجب افزایش قیمت کالاهای مکمل، جانشین و سایر نهادههای تولید میشود و از سوی دیگر، انتظارات تورمی را نیز تشدید میکند.
وی افزود: قیمت نهادههای دامی پس از حذف ارز ترجیحی بین سه تا چهار برابر افزایش یافته و این موضوع تأمین سرمایه در گردش را برای تولیدکنندگان با چالش جدی مواجه کرده است. در شرایطی که تولیدکننده با همان میزان سرمایه قبلی اقدام به خرید نهاده کند، حجم تولید او بهطور حتم کاهش خواهد یافت.
مویدیان تصریح کرد: زمانی که قدرت خرید سرمایه در گردش تولیدکننده به یکسوم کاهش پیدا میکند، تولید نیز افت میکند و این کاهش عرضه، خود را در بازار مصرف نشان خواهد داد.
ریسک دوگانه تولید و بازار پس از حذف ارز ترجیحی
وی با بیان اینکه حذف ارز ترجیحی ریسکهای جدیدی را به تولیدکننده تحمیل میکند، اظهار کرد: علاوه بر ریسک تولید ناشی از کاهش سرمایه در گردش یا محدودیت عرضه نهاده، ریسک بازار نیز افزایش مییابد، چراکه قیمت محصول نهایی بالا میرود و همین موضوع میتواند منجر به کاهش تقاضای مصرفکننده شود.
این کارشناس اقتصاد کشاورزی خاطرنشان کرد: پیش از این، دولت سالانه حدود ۷۰ تا ۸۰ همت برای تأمین ارز نهادههای دامی هزینه میکرد که اکنون این بار مالی به تولیدکننده منتقل شده است. به همین دلیل، حداقل در نخستین دوره تولید پس از حذف ارز ترجیحی، باید سرمایه در گردش لازم در اختیار تولیدکنندگان قرار گیرد.
تأمین مالی؛ ضرورت شفافیت و پرهیز از روشهای سنتی
مویدیان با اشاره به خبر تخصیص حدود ۱۲۰ همت اعتبار برای تأمین سرمایه در گردش تولیدکنندگان گفت: نحوه تخصیص این منابع بسیار مهم است و اگر این اعتبارات از مسیرهای مرسوم بانکی و با فرآیندهای طولانی تخصیص یابد، اثربخشی لازم را نخواهد داشت.
وی افزود: در چنین شرایطی، خطر انحراف منابع، تمرکز تسهیلات در بنگاههای بزرگ و محروم ماندن تولیدکنندگان کوچک و متوسط افزایش مییابد. بنابراین، حتی نیازی نیست این منابع در قالب وامهای کلاسیک پرداخت شود.
این کارشناس اقتصاد کشاورزی تأکید کرد: استفاده از روشهای نوین تأمین مالی مانند تأمین مالی زنجیرهای یا تخصیص اعتباری نهادهها به کل زنجیره میتواند از بروز این مشکلات جلوگیری کند.
رصد هوشمند بازار؛ شرط پایداری تولید
مویدیان با تأکید بر ضرورت رصد دقیق بازار گفت: امروز بیش از هر زمان دیگری به ابزارهای هوشمند و سامانههای رصد بازار نیاز داریم تا بتوان از هدررفت منابع جلوگیری کرد و پایداری تولید را حفظ کرد.
وی افزود: در شرایطی که بازار متلاطم میشود، مرغداریهای کوچک در معرض تعطیلی و واحدهای متوسط در معرض کاهش تولید قرار میگیرند، بنابراین لازم است در نخستین دورههای تولید، بازار با دقت بیشتری مدیریت شود.
این کارشناس اقتصاد کشاورزی تصریح کرد: دادههای موجود عمدتاً پسینی و روزانه است و امکان پیشبینی دقیق آینده را نمیدهد. در چنین شرایطی تنها میتوان سناریوهای مختلف طراحی کرد و همزمان با رصد روزانه، تصمیمگیریهای سریع انجام داد.
تجربههای موفق داخلی در مدیریت هوشمند بازار
مویدیان با اشاره به تجربه استان اصفهان گفت: در سالهای گذشته یک شرکت دانشبنیان با همراهی بخش حاکمیتی و اختیارات مشخص، به عنوان بستری برای مدیریت زنجیره تامین مرغ گوشتی در این استان شروع به فعالیت کرد و امروز این سامانه به ابزار تصمیمگیری هوشمند در مدیریت بازار تبدیل شده است.
وی افزود: شفافیت و داده، چشم سیاستگذار است و ما به برجهای مراقبتی نیاز داریم که اطلاعات بهروز، دقیق و شفاف را در اختیار مدیران و فعالان بازار قرار دهند.
تنظیم بازار؛ از مداخله قهری تا مدیریت زنجیره ارزش
این کارشناس اقتصاد کشاورزی با انتقاد از رویکردهای سنتی تنظیم بازار گفت: در کشور ما، تنظیم بازار اغلب به رفتارهای سلبی، تعزیراتی و مداخله در سطح خردهفروشی محدود شده و راهکار ایجابی نیز به واردات تقلیل یافته است؛ رویکردی که در نهایت به عقبنشینی تولید و افزایش وابستگی منجر میشود.
وی افزود: تنظیم بازار به معنای مداخله نیست، بلکه نیازمند مدیریت از ابتدای زنجیره ارزش و تولید کافی کالاهای اساسی است؛ مفهومی که در ادبیات اقتصاد کشاورزی دنیا با عنوان «از مزرعه تا سفره» شناخته میشود.
زیرساخت اطلاعاتی، حلقه مفقوده اصلاحات ارزی
حذف ارز ترجیحی نهادههای دامی، تصمیمی سیاستی با اهداف مشخص اقتصادی است؛ اما موفقیت آن در عمل، بیش از هر چیز به کیفیت زیرساختهای اطلاعاتی و اجرایی وابسته است. بدون دادههای دقیق از جریان نهادهها، رفتار تولیدکنندگان و واکنش بازار، حتی سیاستهای اصلاحی نیز میتوانند به نتایجی پرهزینه برای تولید و امنیت غذایی منجر شوند.
سامانههای هوشمند و دادهمحور، با عبور از نگاه صرفاً موجودیمحور و ارائه تصویری پویا از زنجیره تأمین، نقش کلیدی در کاهش ریسکهای این گذار ایفا میکنند. تجربههایی مانند سامانه «رهآوا» نشان میدهد که تنظیمگری هوشمند بازار، نه از مسیر مداخله مستقیم، بلکه از راه فهم عمیقتر بازار و اتکا به دادههای واقعی امکانپذیر است؛ مسیری که میتواند پایداری تولید و ثبات بازار کالاهای اساسی را در شرایط جدید تضمین کند.


نظر شما